کنکور پدیده ای بسیار مذخرف و وحشتناک از نظر
کسایی است که اونو دارن
البته منم داشتم ولی خب نه برام مهم بود نه ترسی تو وجودم بود
از بین ۲۸۰ تستی که میشد زد
کلا سه تا تست زدم و کلی هم احساس پبروزی میکنم
آخه دلیلی برای شکست نیست !!
اگه بخوایم توی هر آزمون و خطایی اونو کلی جدی بگیریم و
تمام امید و آیندمونو وابسته به اون مسعله بدونیم
باید خودمونو برای یه شکست بالاتر آماده کنیم !!
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
متن ها برای خودم و زندگی خودمه
اینکه شما فکر کنی بعضی از پست ها
بدرد تو و مخاطب های زندگیت میخوره
شوخیه بی مزه و مسخره ایه ..
اگر میخوای کپی کنی راحت باش
اینجا فرمول غنی کردن اورانیوم رو نمینویسم
اما مطمءن باش
که این متن ها هرچقدر هم که گویای حال تو باشه
بازم به دردت نمیخوره
التماس دعا .
برچسب: فشار,
نویسنده: هستی کوشکی
ساعت دو و پونزده دقیقه بامداد بود
از یه طرف بشدت خوابم میومد
و از طرفی هم قول داده بودم به خودم که تا اذان بیدار بمونم
خلاصش که در اوج ناباوری برای بیدار موندن
کتابی رو که گذاشته بودم بخونم رو باز کردم و شروع کردم به خوندن
خیلی قشنگ بود ... خیلی قشنگ و ترسناک
انقدر ترسناک که تمام بدنم میلرزید و میخوندمش
خلاصش که امروز توی آب جسمم هم اندازه ی روحم
همونقدر بی هدف و معلق بین زمین و هوا بود
خواب و خو
برچسب: دیرتر,
نویسنده: هستی کوشکی
تو نیستی
تا ترس شاعری را ببینی
که مانده بین نوشتن و سکوت کردن
ترسِ از تو گفتن و دوباره عاشقت شدن
ترسِ ننوشتن ها و فراموش شدن لحظه هایش
اصلا تو را چه به شاعر ها
آنها قبل از اینکه "حساس "باشند
سرشار از "احساس" هستند
و تو چه درکی از احساسِ شاعری داری که عاشق شده ؟
البته بهتر است گفته شود
عاشقی که شاعر شده ...
برچسب: شاعرانه,
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
بعضی وقتا یه کاری میکنی تا دلت خنک شه
غافل ازینکه دقیقا جیگر خودتو سوزوندی 

برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی
برچسب:
نویسنده: هستی کوشکی